سديد الدين محمد عوفى

382

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

نامزد مصر كند پرسيد از پدرش كه پسرت « 1 » را سخاوت هست ؟ گفت : هست و « 2 » بهتر از سخاوت نيز « 3 » دارد . گفت : چيست بهتر از سخاوت ؟ گفت آن كه هرچه دهد به اندازه دهد « 4 » . گفت : شجاعت دارد ؟ گفت : دارد و بهتر از شجاعت دارد . گفت : بهتر از شجاعت چيست ؟ گفت : حزم و هوشيارى . مأمون چون آن بشنيد بپسنديد و عبد اللّه را به مصر فرستاد و او امارت چنان كرد كه بر روى روزگار يادگار ماند و آثار مآثر او در دفاتر و تواريخ مذكور گشت . [ حزم سبكتكين فتنهء بزرگى را از پيش‌روى بلكاتكين برداشت و او را به مقام نيابت بلكاتكين رساند ] حكايت ( 7 ) آورده‌اند كه چون بلكاتكين از خراسان به طرف غزنين آمد و ملك غزنين « 5 » فروگرفت ، امير على كوبك « 6 » كه امير غزنين بود به گرديز رفت « 7 » و بلكاتكين « 8 » شب و روز به عشرت و تماشا مشغول شد و سبكتكين را شحنگى شهر داده بود و او « 9 » در آن شغل طريق « 10 » كفايت و شهامت مسلوك مىداشت و دقايق حزم را رعايت مىكرد . تا روزى امير بلكاتكين نشاط شراب كرد و جشنى بزرگ ساخت و از اول صباح « 11 » تا به آخر رواح « 12 » به نوش كردن اقداح راح « 13 » مشغول شد و چندان‌كه سبكتكين را شراب داد او امتناع نمود . چون پردهء ظلام در پيش صفهء بار « 14 » خورشيد فروگذاشتند « 15 » و امير بلكاتكين چون فتنه بخفت ، امير سبكتكين چون

--> ( 1 ) مپ 2 : عبد اللّه ، مج + عبد اللّه ( 2 ) مج - هست و ( 3 ) متن و مج - نيز ( 4 ) مج + و به جايگاه دهد ( 5 ) متن و مپ 2 و بنياد : دنيا ، مج + را ( 6 ) مپ 2 - كوبك مج : لربك ( 7 ) متن : به حزم بر در گرفت ، مپ 2 : بحزم نزدر رفت ، مج قسمتى از صفحه را سفيد گذارده سپس نوشته برفت ، بنياد : كمال حزم داشت . باتوجه به صورت مغلوطى ازين كلمه كه در صفحه پشت آمده گمان مىكنم گرديز باشد عبارت به قياس تصحيح شد ( 8 ) مج - بلكاتكين ( 9 ) متن + را ( 10 ) متن و مپ 2 : آثار ( 11 ) مپ 2 : روز ( 12 ) مپ 2 - رواح ( 13 ) متن - راح ، مپ 2 : تا به آخر بدان ( 14 ) متن : صفاى نار ( 15 ) مپ 2 : و چون شب درآمد